فارسی دوم · درس ۶
دیکتهٔ درس ۶ فارسی دوم: کوشا و نوشا
- ۶جملهٔ دیکته
- ۹۸کلمهٔ املایی
- ۶۷کلمه با حرف همصدا
دیکتهٔ درس ۶ فارسی دوم: کوشا و نوشا — nikipoo.ir/dikteyar
جملههای دیکتهٔ شب
هر جمله را آرام و تکهتکه بخوانید؛ کودک روی دفترش بنویسد.
- کوشا و نوشا دو پرندهی جنگلی بودند.
- دارکوب روی شاخه لانه ساخت.
- هدهد پرندهی زیبایی است.
- طوطی سخنگو تمرین میکرد.
- با تلاش میتوانیم پرواز کنیم.
- دانشآموز خندان به مدرسه رفت.
کلمههای با حرف همصدا
اینها همان کلمههاییاند که در دیکته بیشتر غلط میشوند؛ حرف همصدا رنگی است. پیش از دیکته با هم بخوانیدشان.
س ص ث سه حرف، یک صدا: «س» · ۱۵ کلمه
- سادهای
- راستگو
- سخنگو
- تصمیم
- سرانجام
- فردوسی
- سخنران
- سخنچین
- خواستگاری
- خواستن
- سایه
- سیاه
- کاسه
- سالگی
- سینی
ز ذ ض ظ چهار حرف، یک صدا: «ز» · ۱۵ کلمه
- پرواز
- پروازکنان
- بیاموزد
- آزاد
- پاکیزه
- دانشآموز
- نوآموز
- گذشته
- مریض
- خوشمزه
- بامزه
- بیمزه
- بدمزه
- روزانه
- دیروز
ت ط دو حرف، یک صدا: «ت» · ۱۴ کلمه
- ترک
- تلاش
- آموختن
- طوطی
- تمرین
- طول
- توانا
- گوشتخوار
- یکمرتبه
- طناببازی
- کتابفروش
- کتابدار
- تازهای
- تلویزیون
ه ح دو حرف، یک صدا: «ه» · ۱۱ کلمه
- هدهد
- هنوز
- هنرآموز
- گیاهخوار
- آهسته
- کوه
- چاه
- گروه
- ناراحت
- کاه
- دندانهای
ق غ دو حرف، یک صدا: «ق» · ۷ کلمه
- غیر
- قبول
- موفق
- قوی
- غمگین
- مرغداری
- تخممرغ
ا ع صدای آغازی «ا» یا «ع» · ۵ کلمه
- علم
- امانتدار
- علفخوار
- عاقبت
- عذرخواهی
کلمههای دیگر درس
- کوشا
- نوشا
- پرندهی
- جنگلی
- شبیه
- لانهشان
- دارکوب
- دانایی
- شاخه
- خندان
- خندیدن
- خندهرو
- خوشخنده
- کوشش
- کوشیدن
- میکوشند
- پریدن
- دوباره
- شکوفه
- مه
- بیمار
- نیرومند
- میوه
- پایه
- شانه
- فایده
- جاندار
- بیجان
- مورچه
- پاککن
- فنجان
متن کامل درس «کوشا و نوشا»
دو پرندهی کوچک در جنگلی زندگی میکردند. اسم یکی از آنها «کوشا» و اسم دیگری «نوشا» بود. آنها شبیه هم بودند و همیشه با هم پرواز میکردند.
روزی پدر و مادرشان به آنها گفتند: «شما دیگر بزرگ شدهاید. غیر از بازی کردن باید چیزهای دیگری هم یاد بگیرید.»
کوشا و نوشا خوشحال شدند و پروازکنان، لانهشان را ترک کردند.
آنها در راه، دارکوبی را دیدند. دارکوب پرندهی دانای جنگل بود. کوشا و نوشا از او خواستند کمی از علم و دانایی خود به آنها بیاموزد. دارکوب گفت: «بسیار خوب، امّا کار سادهای نیست. شما باید سالها تلاش کنید تا دانا شوید.» کوشا و نوشا قبول کردند.
دو سال گذشت. کوشا به آموختن ادامه داد امّا نوشا از آموختن خسته شد. او دلش میخواست آزاد باشد، بازی کند و از این شاخه به آن شاخه بپرد. برای همین، یک روز پرواز کرد و از آنجا رفت.
نوشا در راه به هدهدی رسید که پاکیزه، راستگو، امانتدار و مهربان بود. از هدهد خواست تا این چیزهای خوب را به او یاد بدهد.
هدهد قبول کرد که به او آموزش بدهد. دو سال نگذشته بود که نوشا از این کار هم خسته شد و از پیش هدهد رفت.
اینبار به طوطی سخنگو رسید و از او خواست خوبحرفزدن را به او یاد بدهد. طوطی گفت: «بسیار خوب، امّا تو باید اوّل خوبدیدن و خوبگوشکردن را یاد بگیری و تمرین کنی، تا بتوانی خوب سخن بگویی. این کار، چند سال طول میکشد.»
نوشا قبول کرد ولی هنوز یک سال نگذشته بود که از آموختن خسته شد. برای همین، یک روز پروازکنان از پیش طوطی رفت. او تصمیم گرفته بود پیش پدر و مادرش برگردد.
سرانجام، نوشا به لانه برگشت و دید همه از خوبی و دانایی کوشا حرف میزنند.
کمی به فکر فرو رفت؛ سپس پدرش این شعر فردوسی را برایش خواند:
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر، برنا بود
خوشاخلاقیحکایت
در زمانهای کهن، مردی بود که اخلاق خوبی نداشت و برای هر چیز کوچکی خشمگین میشد و فریاد میزد و همه از او دوری میکردند، ولی بعد پشیمان میشد و دلش میخواست خوشاخلاق باشد، امّا نمیدانست چه کار کند.
یکی از دوستانش که پزشک بود، به او گفت: «من دارویی میدهم که این رفتار ناپسند و اخلاق بد شما را درمان کند.»
روز بعد پزشک کوزهای پر از آب برای او فرستاد و نوشت: «هروقت خشمگین شدی، از این دارو، کمی بنوش.»
آن مرد مدّتی این دستور را اجرا کرد و دید دیگر مانند گذشته، خشمگین نمیشود و اخلاقش بهتر شده است.
روزی نزد دوستش رفت و گفت: «آن دارویی که به من دادی خیلی خوب بود و بهزودی تمام میشود، باز کمی از آن به من بده.»
پزشک خندید و گفت: «در آن کوزه، چیزی جز آب نبود و اگر فکر میکنی اخلاق و رفتار شما خوب شده، برای آن است که هر وقت خشمگین میشدی، برای نوشیدن آب، کمی وقت لازم بود. همان صبر و آرامش اندک، خشم شما را از بین برد و اکنون خندان و خوشاخلاق شدهای.»
متن از کتاب فارسی دوم (کد ۲۰۳، چاپ ۱۴۰۵)، سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی. شعرها و تمرینهای کتاب اینجا نیامدهاند.
شاخه
طوطی
سایه
کوه
چاه
مه
مریض
تخممرغ