فارسی دوم · درس ۳
دیکتهٔ درس ۳ فارسی دوم: خرس کوچولو
- ۶جملهٔ دیکته
- ۸۰کلمهٔ املایی
- ۵۶کلمه با حرف همصدا
دیکتهٔ درس ۳ فارسی دوم: خرس کوچولو — nikipoo.ir/dikteyar
جملههای دیکتهٔ شب
هر جمله را آرام و تکهتکه بخوانید؛ کودک روی دفترش بنویسد.
- خرس کوچولو خسته و گرسنه بود.
- صبح زود به دنبال عسل رفت.
- میکروبها موجودات خطرناکی هستند.
- بچهگنجشک روی شاخه نشست.
- غذای سالم ما را شاداب میکند.
- بچهفیل ناراحت و بیحوصله بود.
کلمههای با حرف همصدا
اینها همان کلمههاییاند که در دیکته بیشتر غلط میشوند؛ حرف همصدا رنگی است. پیش از دیکته با هم بخوانیدشان.
س ص ث سه حرف، یک صدا: «س» · ۱۵ کلمه
- خرس
- تصمیم
- صبح
- خسته
- گرسنه
- کثیفش
- سالم
- بیسلیقه
- بیسواد
- پرسش
- خواستم
- سرو
- ماست
- سلیقه
- سلامتی
ز ذ ض ظ چهار حرف، یک صدا: «ز» · ۸ کلمه
- زندگی
- پاکیزه
- موز
- وزیر
- ظرف
- نظم
- مزه
- زمستان
ت ط دو حرف، یک صدا: «ت» · ۶ کلمه
- موجودات
- خطرناکی
- برداشت
- توجه
- نقطه
- تندرست
ه ح دو حرف، یک صدا: «ه» · ۱۶ کلمه
- میکروبها
- نگاهی
- ناراحت
- بیحوصله
- استراحت
- خوشحال
- حوصله
- بیهدف
- هدف
- بیاهمیت
- بیهنر
- هنر
- گروهی
- ناگهان
- بهداشتی
- حفظ
ق غ دو حرف، یک صدا: «ق» · ۳ کلمه
- بقیهی
- غذا
- مغازهای
ا ع صدای آغازی «ا» یا «ع» · ۸ کلمه
- عسل
- عزیزم
- ادب
- اهمیت
- علامت
- ابرو
- سعید
- ارزش
کلمههای دیگر درس
- کوچولو
- دلیل
- گنجشک
- بچهگنجشک
- جواب
- بچهفیل
- کندوی
- فردا
- بیمار
- جنگ
- شاداب
- بیادب
- بیکار
- میکروب
- خواب
- موش
- وفادار
- خوانا
- مورچه
- روشن
- درو
- پیام
- باادب
- خدایا
متن کامل درس «خرس کوچولو»
خرس کوچولو بارها شنیده بود که «میکروبها» موجودات خطرناکی هستند. به همین دلیل، تصمیم گرفت با آنها بجنگد.
یک روز صبح زود، چوبی برداشت و به راه افتاد. در راه به یک بچّهگنجشک رسید. نگاهی به او کرد و گفت: «من میخواهم با میکروبها بجنگم. تو آنها را اینجا ندیدهای؟»
گنجشک جواب داد: «اینطوری که نمیشود؛ تو باید…»
امّا خرس کوچولو به بقیهی حرفهای او گوش نکرد. رفت تا به بچّهفیلی رسید. پرسید: «تو میکروبها را این طرفها ندیدهای؟ من میخواهم با آنها بجنگم.» بچّهفیل گفت: «اگر میخواهی با میکروبها بجنگی، باید اوّل دستهایت را خوب بشویی.»
خرس کوچولو که از حرفهای بچّهفیل هم چیزی نفهمیده بود، ناراحت و بیحوصله به راه افتاد. کمی بعد، خسته و گرسنه زیر درختی نشست تا استراحت کند. بالای درخت یک کندوی عسل بود. خرس کوچولو تا چشمش به کندو افتاد، خوشحال شد و از درخت بالا رفت. عسلها را با همان دستهای کثیفش خورد و با خودش گفت: «حالا خیلی خستهام. فردا میآیم و با میکروبها میجنگم.»
روز بعد، خرس کوچولو بیمار شد و دیگر نتوانست به جنگ میکروبها برود.
مادرش به او گفت: «عزیزم، اگر اوّل از من میپرسیدی که میکروبها کجا هستند و چهطور میشود با آنها جنگید، به تو میگفتم. تو باید بدانی که میکروبها در جاهای کثیف زندگی میکنند. پس برای جنگیدن با آنها، بهتر است همیشه خود را پاکیزه نگه داری و دستهایت را قبل از غذاخوردن بشویی. حالا هم باید استراحت کنی تا دوباره سالم و شاداب شوی.»
راه سلامتیحکایت
روزی پزشکی نزد پیامبر(ص) رفت و گفت: «مدّتی است که مردم برای درمان، پیش من نمیآیند و من بیکار ماندهام. مگر چه اتّفاقی در این شهر افتاده است؟»
پیغمبر(ص) با مهربانی فرمودند: «مردم این شهر، تندرست و سالم هستند؛ زیرا به آنان چیزهایی را سفارش کردهام و مردم هم به سفارشهای من عمل میکنند.»
پزشک پرسید: «ای رسول خدا، چه سفارشهایی به مردم کردهاید؟»
پیامبر گرامی(ص) فرمودند: «به مردم گفتهام تا گرسنه نشدهاند، چیزی نخورند. هنگام گرسنگی نیز بهاندازه بخورند و پیش از سیر شدن، دست از غذا بکشند.»
پزشک کمی به فکر فرو رفت و سپس گفت: «آری، بهراستی که راز تندرستی مردم در همین است.»
متن از کتاب فارسی دوم (کد ۲۰۳، چاپ ۱۴۰۵)، سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی. شعرها و تمرینهای کتاب اینجا نیامدهاند.
خرس
عسل
غذا
موز
خواب
موش
مورچه
ظرف