جفت طبیعت از نگاه مربی
جفت طبیعت بازی حافظه با کارتهای برگردانده است، اما دو کارت هر جفت یکسان نیستند: یکی جانور است و دیگری خانهاش، یکی حس است و دیگری اندامش، یکی ماده است و دیگری حالتی که به آن تغییر میکند. کودک دو کارت را باز میکند و باید هم جای کارتها را به خاطر بسپارد و هم رابطهٔ میانشان را بشناسد. موضوعها از بچهٔ جانوران و بخشهای گیاه در پایهٔ اول تا راههای انتقال گرما، مدار الکتریکی، گردش خون و جنگلهای ایران در پایههای بالا را دربرمیگیرند.
حافظهٔ جا و مکان
کودک باید به خاطر بسپارد کارت «لانه» چند لحظه پیش کجای صفحه باز شد. نگه داشتن جای چند کارت در ذهن، حافظهٔ دیداریفضایی را تمرین میدهد؛ همان توانی که برای به یاد آوردن جای یک کلمه در صفحه یا مسیر خانه تا مدرسه هم به کار گرفته میشود.
رابطهیابی میان دو چیز
جفت کردن «جوجه» با «مرغ» یا «زبان» با «چشایی» یعنی دیدن ارتباط میان دو چیز متفاوت. این نوع فکر، که آن را تفکر رابطهای مینامند، کمک میکند دانستهها مثل تکههای جدا در ذهن نمانند و به شبکهای بههمپیوسته تبدیل شوند.
ماندن روی کار
بازی حافظه با حواسپرتی جور درنمیآید؛ اگر کودک کارتهایی را که باز شد نبیند، فرصت پیدا کردن جفت را از دست میدهد. همین قاعدهٔ ساده او را به توجه پیوسته و دنبال کردن هر حرکت تشویق میکند، بیآنکه کسی مدام بگوید «حواست را جمع کن».
لذت پافشاری
کارتی که جفتش نبود دوباره برمیگردد و فقط یک نکتهٔ تازه به حافظهٔ کودک اضافه میشود؛ هر تلاش ناموفق، تلاش بعدی را آسانتر میکند. کودک از نزدیک میبیند که پافشاری نتیجه میدهد و لحظهٔ پیدا کردن آخرین جفت، شادی کوچکی از جنس کشف برایش دارد.
پیشنهاد به پدر و مادربا کاغذ و مداد رنگی هشت کارت کوچک بسازید: چهار جانور و چهار خانهشان، مثل زنبور و کندو یا پرنده و لانه. کارتها را پشت و رو بچینید و نوبتی بازی کنید؛ هر جفتی که پیدا شد، یک جملهٔ کوتاه دربارهٔ آن بگویید.