اگر بچهٔ کلاساولیتان پرسیده «حواس پنجگانه را نام ببرید» یا معلم همین را از او خواسته، جواب کوتاهش این است: بینایی با چشم، شنوایی با گوش، بویایی با بینی، چشایی با زبان و لامسه با پوست. اینها همان حواس پنجگانهٔ کلاس اولاند. پایینتر گفتهایم کتاب علوم اول این را با چه تصویرها و پرسشهایی درس میدهد، و برای هر حس یک آزمایش ساده و امن آوردهایم که همین امشب در آشپزخانه میشود انجام داد.
پنج حس و اندامهای حس، در یک نگاه
- بینایی، با چشم: رنگ سیب، شکل ابر، نوشتهٔ تابلوی مغازه.
- شنوایی، با گوش: صدای زنگ مدرسه، صدای باران روی شیشه، صدای مامان از آشپزخانه.
- بویایی، با بینی: بوی نان تازهٔ نانوایی، بوی گل محمدی، بوی سوختن غذا.
- چشایی، با زبان: شیرینی خرما، ترشی لیمو، شوری پنیر.
- لامسه، با پوست: نرمی پتو، زبری پوست درخت، داغی لیوان چای.
یک نکتهٔ ریز که بچهها زیاد اشتباه میکنند: اندام لامسه پوست است، نه فقط دست. کتاب هم دقیقاً همین را میگوید: «به کمک پوست، بینی و زبان». وقتی پای برهنه روی فرش راه میرود یا باد به صورتش میخورد، باز هم دارد با پوستش حس میکند. اگر در تکلیف نوشت «دست»، اشتباه بزرگی نکرده؛ فقط یادش بدهید که همهٔ پوست بدن حس میکند.
کتاب علوم اول این را کجا درس میدهد؟
حواس در درس دوم علوم اول آمده، با نام «سلام، به من نگاه کن»، در صفحههای ۱۴ تا ۱۷. این درس بیشتر تصویر است تا متن، و هر تصویر یک پرسش پشتش دارد.
صفحهٔ اول درس یک نقاشی بزرگ است: روزی بارانی در دشتی سبز، پایین کوههای برفی. دختری با پیراهن قرمز دستهایش را زیر باران باز کرده، باد برگهای درخت را تکان میدهد، کنار برکه یک مرغابی با جوجههایش ایستاده و میان نیها یک ملخ پنهان است. در صفحهٔ بعد کتاب میپرسد: «اگر در این محل بودید چه چیزهایی میدیدید؟ چه صداهایی میشنیدید؟ چه بوهایی حس میکردید؟» پس درس با نگاه کردن و خیال کردن شروع میشود، نه با حفظ کردن فهرست.
در همان صفحه یک «ایستگاه فکر» هست: «چگونه افراد نابینا چیزها را میشناسند؟ افراد ناشنوا چهطور؟» و زیرش سه تصویر: پسری که چشمش را با دست میمالد، پسری با هدفون بزرگ روی گوشها و دختری که درست جلوی تلویزیون نشسته. پرسش این است: «چه کارهایی به چشمها یا گوشها آسیب میرساند؟»
صفحهٔ ۱۶ اسمش «چشمها بسته» است. در عکس، چشم پسری را با پارچه بستهاند و خانمی کنارش میوه و خیار و هویج را تکهتکه میکند. در سه عکس بعدی، پسر یک تکه میوه را اول در دست میگیرد، بعد جلوی بینی میبرد و بعد با زبان میچشد. جملهٔ کتاب این است: «دانشآموزان با چشم بسته، خوردنیهای مختلف را شناسایی میکنند.»
یک جمله در کادر «شگفتیهای آفرینش» هم مستقیم به شما مربوط است: «بویایی و شنوایی بعضی جانوران بسیار قوی است. از والدین خود در این باره بپرسید.» پس ممکن است بچه این سؤال را از شما بپرسد. جواب ساده: سگ بوهایی را حس میکند که ما اصلاً نمیفهمیم، برای همین از سگ برای پیدا کردن آدمهای زیر آوار کمک میگیرند. جغد در تاریکی با گوشش شکار را پیدا میکند.
آزمایش حواس پنجگانه برای کودکان، در خانه
هر کدام از اینها ده دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد. لازم نیست هر پنج تا را یک شب انجام دهید.
بینایی: چه چیزی جابهجا شد؟ شش چیز آشنا را روی سینی بچینید: قاشق، مداد، گردو، دکمه، سیبزمینی کوچک، گیرهٔ مو. بچه سی ثانیه خوب نگاه کند، بعد رویش را برگرداند. شما یکی را بردارید یا جایش را عوض کنید. حالا بگوید چه تغییری کرده.
شنوایی: صدای آشپزخانه. بچه پشت به شما بنشیند و چشمهایش را ببندد. شما صدا بسازید: ریختن آب در لیوان، جرینگجرینگ کلید، پاره کردن کاغذ، بستن در یخچال، زدن قاشق به استکان. هر بار حدس بزند.
بویایی: لیوانهای پوشیده. در سه لیوان کوچک چیزهای خوراکی و بیخطر بگذارید: پوست نارنگی، چند برگ ریحان تازه، یک قطره گلاب روی پنبه. روی هر لیوان کاغذی بکشید و با خلال دندان چند سوراخ ریز بزنید تا داخلش دیده نشود. یک روش درست بو کردن را هم همینجا یادش بدهید: بینی را توی لیوان نکند؛ با دست، هوا را آرام به طرف بینیاش بیاورد.
چشایی: مثل صفحهٔ ۱۶ کتاب. چند تکهٔ کوچک از خوراکیهای آشنا آماده کنید: سیب، خیار، هویج، یک خرما، یک تکه نان. با چشم بسته بچشد و بگوید چیست و شیرین است یا ترش یا شور. بعد یک بار دیگر، این بار با بینیِ گرفته، یک تکه سیب را بچشد. خیلی از بچهها با تعجب میگویند «مزهاش کم شد!». این یعنی بویایی و چشایی با هم کار میکنند.
لامسه: کیسهٔ جفتها. در یک کیسهٔ پارچهای از هر چیز دو تا بگذارید: دو گردو، دو قاشق، دو دکمهٔ درشت، دو تکه اسکاچ ظرفشویی. بچه دستش را داخل کیسه کند و بدون نگاه کردن جفت هر چیز را پیدا کند. وقتی بیرون آورد بپرسید: «از کجا فهمیدی؟ نرم بود؟ زبر بود؟ سرد بود؟»
ایمنی: هر چیزی را نمیچشیم و بو نمیکنیم
کتاب ایمنی را از چشم و گوش شروع کرده: مالیدن چشم، صدای بلند در هدفون و نشستن خیلی نزدیک به صفحه. پیش از آزمایشهای خانگی چند قانون دیگر را هم با هم قرار بگذارید، آرام و بدون ترساندن:
- فقط چیزی را میچشیم که بزرگتر خودش داده و گفته خوراکی است.
- قرص، شوینده، رنگ، قارچ و میوههای ناشناس پارک را هرگز نمیچشیم و از نزدیک بو نمیکنیم.
- در هیچ بطریای را باز نمیکنیم که بو کنیم؛ حتی اگر شبیه آبمیوه باشد.
- اگر بچه به خوراکیای حساسیت دارد، آن را از بازی کنار بگذارید. کتاب هم در درس گیاهان از پدر و مادرها خواسته اگر بچه به گیاهی حساسیت دارد، به معلم خبر دهند.
- چشمبند اجباری نیست. اگر بچه از بستن چشم ناراحت میشود، کافی است دستش را جلوی چشمش بگیرد یا رویش را برگرداند.
از حس کردن تا علم
آخرین صفحهٔ درس عکس یک جنگل است با رودخانهای کمعمق. سه دایرهٔ کوچک پایین عکس چیزهای ریز را بزرگ نشان میدهند: سنگهای خزهگرفته، یک برگ و حشرهای کوچک روی ساقه. کتاب میگوید: «به کمک حواسّمان میتوانیم چیزها و محیط اطرافمان را بشناسیم» و بعد میپرسد بچهها دوست دارند دربارهٔ چه چیزهایی بیشتر بدانند.
این همان شروع علم است: اول با دقت حس کن، بعد بپرس. در درس اول هم کتاب بچهها را با برش گوجهفرنگی در دستشان نشان داده و گفته: «خوب نگاه کن… حالا که با دقّت نگاه کردی آن را نقّاشی کن.» در خانه میشود همین را ادامه داد. سر راه نانوایی بپرسید: «سه تا صدا که الان میشنوی چیست؟ بوی نان را از کجا حس کردی؟» وقتی برگشتید، یک برگه را پنج قسمت کنید و در هر قسمت یک اندام بکشید: چشم، گوش، بینی، زبان، دست. بچه جلوی هر کدام چیزی را که امروز با آن حس کرده نقاشی کند.
اگر حسهای بچهٔ شما کمی فرق دارد
بعضی بچهها عینک یا سمعک دارند. بعضیها از صدای بلند یا دست زدن به چیزهای لزج خیلی ناراحت میشوند. همین درس جای خوبی است برای اینکه بچه بفهمد آدمها جهان را با حسهای مختلف میشناسند؛ کتاب هم خودش پرسیده افراد نابینا و ناشنوا چگونه چیزها را میشناسند. در آزمایشها روی حسهایی تکیه کنید که برای بچه راحتترند و هیچوقت او را به لمس یا چشیدن چیزی مجبور نکنید. اگر دیدید زیاد چشمش را تنگ میکند، خیلی نزدیک به صفحه مینشیند یا صدایتان را از اتاق دیگر نمیشنود، با معلم و پزشک دربارهٔ معاینهٔ چشم و گوش حرف بزنید.
بازی کجای این کار است؟
آزمایش خانگی تجربه را میسازد و بازی آن را تکرار میکند تا ماندگار شود. جزیرهٔ حواس پنجگانه در پایهٔ اول از موقعیتهای روزمره، مثل صدای باران یا بوی گل یاس، میپرسد «با کدام حس؟» و بچه گوی جادویی را به نگهبان همان حس میرساند؛ مرحلهها اول حسها را دوتادوتا کنار هم میآورند و آخرش «جشن همهٔ حسها» است. در مرحلههای «با کدام حس؟» جفت طبیعت هر چیز را با اندام حسش جفت میکند: زنگ با گوش، گل با بینی، عسل با زبان. بدن من، گیاه من در مرحلهٔ «حواس من» نام چشم و گوش و بینی و دهان را روی تصویر صورت سر جایش میگذارد. چالش دهتایی دانش هم در «پنج حس من» هر روز ده پرسش کوتاه میدهد، مثلاً «کدام را لمس کنیم نرم است؟». همه را راوی میخواند، پس بچهای که هنوز روان نمیخواند هم میتواند بازی کند.
برای دیدن بقیهٔ درسهای علوم امسال، علوم کلاس اول را بخوانید.