لگن آب را کف حمام گذاشتهاید و بچه یک سیب، یک قاشق، یک پاککن و یک تکه چوب کنارش ردیف کرده. قبل از اینکه هر کدام را توی آب بیندازد، از او بخواهید حدس بزند: «شناور میماند یا فرو میرود؟» و حدسش را روی کاغذ بنویسد. حالا امتحان کند. همین چند دقیقه، یعنی حدس زدن، امتحان کردن و مقایسه کردن، تقریباً کل روح علوم کلاس سوم است.
کلاس سوم اولین سالی است که کتاب علوم بهطور جدی از بچه میخواهد مثل یک دانشمند کار کند: پیشبینی کند، آزمایش کند، اندازه بگیرد و نتیجه را بنویسد.
امسال چه میخوانند؟
ترتیب درسها در چاپهای مختلف کمی فرق میکند، ولی این موضوعها معمولاً هستند:
- آزمایش و اندازهگیری: خطکش، ترازو، دماسنج، ساعت؛ و اینکه یک آزمایش را چطور منصفانه انجام دهیم.
- حالتهای ماده: جامد، مایع، گاز؛ ذوب شدن، یخ زدن، بخار شدن و چرخهٔ آب در طبیعت.
- آهنربا: چه چیزهایی را جذب میکند؛ دو قطب آهنربا و جذب و دفع.
- نور و سایه: اجسام شفاف و کدر، سایه در طول روز، ساعت آفتابی.
- صدا: صدا از لرزش است و در هوا، آب و جامدها منتقل میشود.
- نیرو: هل دادن و کشیدن؛ شناور و فرورونده.
- زمین و آسمان: زمین به دور خودش میچرخد و روز و شب از همین است.
- گیاهان و جانوران: رشد گیاه، گروههای جانوران و چرخهٔ زندگی.
- بدن: استخوان و ماهیچه.
جاهایی که بچهها گیر میکنند
«چیزهای سنگین فرو میروند و چیزهای سبک شناور میمانند.» این باور آنقدر منطقی به نظر میرسد که بزرگترها هم دارندش. ولی یک کندهٔ بزرگ درخت روی آب میماند و یک سوزن ریز فرو میرود. شناور ماندن به وزن تنها بستگی ندارد؛ به این بستگی دارد که آن جسم در برابر حجمش چقدر سنگین است، و به شکلش. کلاس سوم لازم نیست کلمهٔ «چگالی» را بداند. همین که ببیند سیب درشت شناور است و گیرهٔ کاغذ ریز فرو میرود، کافی است که سؤال درست در ذهنش شکل بگیرد.
«آهنربا همهٔ فلزها را میگیرد.» آهنربا آهن و فولاد را جذب میکند (و چند فلز کمیاب دیگر را)، ولی آلومینیوم و مس و طلا را نه. قوطی نوشابه و فویل آلومینیومی آشپزخانه مثال خوبی است: فلز است، ولی به آهنربای یخچال نمیچسبد.
«شب میشود چون خورشید پشت کوه میرود.» از زمین که نگاه کنیم، واقعاً به نظر میرسد خورشید حرکت میکند. ولی این زمین است که به دور خودش میچرخد و هر بار نیمی از آن رو به خورشید است. یک پرتقال و یک چراغقوه در اتاق تاریک این را نشان میدهد: پرتقال را آرام بچرخانید و ببینید کدام طرفش «روز» است.
«شکر در آب از بین میرود.» شکر حل میشود، یعنی به ذرههایی آنقدر ریز تقسیم میشود که دیگر دیده نمیشوند. ولی هنوز آنجاست. یک قلپ از آب را بچشد. شیرین است.
«سایه همیشه پشت آدم است.» سایه همیشه در طرف مقابل منبع نور است. صبح که خورشید در شرق است، سایه به سمت غرب میافتد و عصر برعکس. در ایران ظهرها سایهها کوتاهاند و رو به شمال.
در خانه
- شناور یا فرورونده: همان آزمایش لگن آب. قبلش جدول بکشد: اسم جسم، حدس من، نتیجه. بعد یک تکه خمیر بازی را گرد در آب بیندازد (فرو میرود) و بعد همان خمیر را شکل قایق بدهد. شکل عوض شد، وزن نه.
- گشت آهنربا: با آهنربای یخچال در خانه بگردد: قاشق، گیرهٔ کاغذ، کلید، در قابلمه، فویل، مداد. دو دسته بسازد. دو آهنربا را هم به هم نزدیک کند و یک بار سرشان را برگرداند. بعد از بازی، آهنربا را از گوشی و کارت بانکی دور نگه دارید.
- ساعت آفتابی: یک مداد را عمودی در وسط یک مقوا در خمیر فرو کنید و مقوا را در جای آفتابگیر بگذارید. هر یک ساعت سر سایه را علامت بزند و ساعت را کنارش بنویسد. فردا همین ساعتها سایه را ببیند.
- حل شدن: در سه لیوان آب، نمک، شکر و خاک یا ماسه بریزید و هم بزند. کدامها ناپدید شدند؟ کدام تهنشین شد؟
- اندازهگیری آشپزخانه: با ترازوی آشپزخانه یک سیب و یک پرتقال را وزن کند. اول حدس بزند کدام سنگینتر است.
- تلفن لیوانی: دو لیوان کاغذی و یک نخ بلند. صدا از راه نخِ کشیده رد میشود. نخ را که شل کند، صدا ضعیف میشود.
دفتر آزمایش
یک دفترچهٔ کوچک برایش بگیرید که فقط مال آزمایشهایش باشد. هر بار سه خط بنویسد: «فکر میکردم… دیدم که… حالا میدانم…». اگر حدسش غلط بود، چه بهتر. دانشمند واقعی هم بیشتر وقتها حدسش غلط از آب درمیآید، و جالبترین قسمت کار همانجاست.
بازی کجا کمک میکند؟
آزمایش واقعی را هیچ بازیای جایگزین نمیکند، ولی بازی میتواند نتیجهها را تکرار و مرتب کند. آزمایشگاه نیکی در پایهٔ سوم دقیقاً سراغ آهنربا میرود: چه چیزی را میکشد، قطبها کی میکشند و کی میرانند، و حل شدن در آب. سبد جانداران شناور و فرورونده، شفاف و کدر و حالتهای ماده را دستهبندی میکند و سفر آسمان سایه را در طول روز دنبال میکند تا به چرخش زمین برسد.
برای ریاضی همین سال، ریاضی کلاس سوم را بخوانید.