شب اول مهر، بچه کتاب تازهٔ مطالعات اجتماعی را ورق میزند و میپرسد: «مامان، پسرعمه یعنی کی؟» چند دقیقه بعد دارید روی یک برگ کاغذ اسم عمهها و خالهها را مینویسید و خط میکشید که کی بچهٔ کیست. همین صحنه تقریباً کل روح مطالعات اجتماعی کلاس سوم است: درسی که از خود بچه و خانهاش شروع میشود و قدمبهقدم بیرون میرود، به کوچه، به محله، به شهر و آخر سال به کل ایران.
مطالعات اجتماعی در ایران از پایهٔ سوم شروع میشود. پس این اولین کتابی است که بچه دربارهٔ «زندگی با دیگران» میخواند. حفظ کردنی زیادی ندارد. بیشترش دیدن و فهمیدن چیزهایی است که هر روز دور و برش هست.
امسال چه میخوانند؟
ترتیب درسها در چاپهای مختلف کمی فرق میکند، ولی موضوعها معمولاً اینهاست:
- خانواده و خویشاوندان: اعضای خانواده، نسبتها (عمو، دایی، عمه، خاله) و کاری که هر کس در خانه میکند.
- مدرسه و محله: قانونهای مدرسه، جاهای مهم محله مثل نانوایی و درمانگاه و پارک، و همسایهداری.
- قانون و ایمنی: عبور از خیابان، رفتار در جاهای عمومی، ایمنی در خانه.
- زمان: دیروز و امروز و فردا، روزهای هفته، ماههای سال و چهار فصل.
- جهتها و نقشه: پیدا کردن جهتها با طلوع خورشید و خواندن یک نقشهٔ ساده.
- ایران من: شکل ایران روی نقشه، اینکه ایران از چند استان درست شده و هر استان مرکزی دارد.
- شغلها و شهر و روستا: چه کسی چه کاری میکند و زندگی در شهر و روستا چه فرقی دارد.
جاهایی که بچهها گیر میکنند
جهتها. کتاب یک روش ساده یاد میدهد: صبح دست راست را به طرف جایی بگیر که خورشید طلوع میکند. آن طرف مشرق است. روبهرویت شمال است، پشت سرت جنوب و طرف دست چپت مغرب. مشکل اینجاست که بچه این را در کلاس یاد میگیرد، ولی در کلاس خورشید را نمیبیند. اگر یک صبح در حیاط یا بالکن خودتان امتحانش کنید، دیگر فراموش نمیکند.
بالای نقشه. بعضی بچهها فکر میکنند «بالا» روی نقشه یعنی آسمان. باید جا بیفتد که روی بیشتر نقشهها بالا شمال است و علامت شمال گوشهٔ نقشه این را نشان میدهد.
ترتیب ماهها. اسم دوازده ماه را معمولاً بلدند، ولی وقتی بپرسید «بعد از آبان چه ماهی است؟» باید از فروردین شروع کنند و بشمارند. ماهها را سهتا سهتا با فصلها یاد بدهید: فروردین و اردیبهشت و خرداد بهار است، تیر و مرداد و شهریور تابستان، مهر و آبان و آذر پاییز، دی و بهمن و اسفند زمستان. یادگرفتن چهار دستهٔ سهتایی خیلی راحتتر از یک ردیف دوازدهتایی است.
پریروز و پسفردا. برای بعضی بچههای هشتساله هنوز قاطی میشود. سر صبحانه بپرسید «پسفردا چه روزی است؟» و بگذارید با انگشت بشمارد.
استان و شهر. «اصفهان» هم اسم یک استان است و هم اسم مرکز آن. این برای بچه گیجکننده است. یک مثال از خانوادهٔ خودتان کمک میکند: «ما در کاشان زندگی میکنیم. کاشان یکی از شهرهای استان اصفهان است. مرکز استان شهر اصفهان است.»
در خانه
- شجرهنامهٔ خانواده: روی یک مقوای بزرگ درخت خانواده را با هم بکشید. عکس پدربزرگ و مادربزرگ را بالا بچسبانید و بچهها را پایین. سر مهمانی بعدی، خودش میتواند به همه نشانش بدهد.
- تقویم دیواری: یک تقویم شمسی دیواری در اتاقش بزنید. روز تولد، روز اول مدرسه و نوروز را با هم علامت بزنید. هر شب یک خانه را خط بزند. فهمیدن هفته و ماه با همین کار ساده عوض میشود.
- نقشهٔ راه مدرسه: از او بخواهید راه خانه تا مدرسه را روی کاغذ بکشد، با نانوایی و چهارراه و مسجد و پارک سر راه. لازم نیست دقیق باشد. همین که بفهمد نقشه یعنی «از بالا نگاه کردن» کافی است.
- سفر نوروزی: اگر سفر میروید، نقشهٔ ایران را جلویش باز کنید و بگذارید شهر خودتان و مقصد را پیدا کند. بپرسید «داریم به طرف شمال میرویم یا جنوب؟» و سوغات هر شهر را به نقشه وصل کنید: گز اصفهان، سوهان قم، کلوچهٔ فومن.
- بازار و مغازهها: وقتی خرید میروید، دربارهٔ شغلها حرف بزنید. «نان را کی میپزد؟ گندمش از کجا آمده؟» زنجیرهٔ مزرعه تا سفره یکی از درسهای امسال است و هیچ کتابی آن را بهتر از یک صبح در نانوایی توضیح نمیدهد.
یک نکته: این درس نمرهگرفتنی نیست که بچه با ترس بخواندش. اگر اسم یک ماه یا یک جهت را اشتباه گفت، فقط درستش را بگویید و بگذرید. بیشتر این چیزها با زندگی کردن جا میافتد، نه با تکرار.
بازی کجا کمک میکند؟
جهت و نقشه و تقویم چیزهاییاند که با دیدن و دست زدن یاد گرفته میشوند. نقشهخوان در پایهٔ سوم از همان روش طلوع خورشید شروع میکند و کمکم به خواندن نقشهٔ محله و پیدا کردن راه میرسد. تقویم شمسی روزهای هفته، ماهها و چرخ فصلها را تمرین میدهد و ایرانگرد بچه را با استانها و مرکزشان و سوغات هر شهر آشنا میکند. راوی همه چیز را به فارسی میخواند، پس بچهای که هنوز کند میخواند هم عقب نمیماند.