یک شب زمستانی، بچه زیر پتو رفته و میگوید: «پتو گرم است.» حالا یک سؤال از او بپرسید: «اگر پتو گرم است، چرا وقتی یک بطری آب سرد را زیرش بگذاریم، صبح هنوز سرد است؟» پتو گرما نمیسازد؛ فقط نمیگذارد گرمای بدن ما در برود. این یک جمله، تقریباً کل فصل گرمای کلاس پنجم را در خودش دارد.
علوم کلاس پنجم برای خیلی از بچهها سال «آهان!» است. چیزهایی که هر روز میبینند، از بخار کتری تا صدای رعد، حالا توضیح دارند.
امسال چه میخوانند؟
ترتیب درسها در چاپهای مختلف کمی فرق میکند. موضوعهای اصلی:
- گرما و دما: فرق گرما و دما، انبساط و انقباض، دماسنج.
- انتقال گرما: رسانش، همرفت و تابش؛ رسانا و نارسانای گرما.
- صوت: لرزش، زیر و بم، بلندی، پژواک.
- نور: نور به خط راست میرود؛ آینه، عدسی و منشور.
- گیاهان: بخشهای گل، تکثیر گیاه، و اینکه برگ چطور غذا میسازد.
- بدن: دستگاه گوارش؛ دستگاه عصبی و حواس.
- تغییر مواد: تغییر فیزیکی و شیمیایی.
- الکتریسیته و مغناطیس: مدار سری و موازی، آهنربای الکتریکی.
- جانوران: پنج گروه مهرهداران.
جاهایی که بچهها گیر میکنند
«گیاه غذایش را از خاک میخورد.» این شاید رایجترین باور غلط کل علوم دبستان باشد. گیاه غذای خودش را در برگ میسازد، از نور خورشید، آب و کربندیاکسید هوا. از خاک آب و مقدار کمی مادهٔ معدنی میگیرد، نه غذا. بپرسید: «یک درخت بزرگ چند تن وزن دارد. اگر این همه را از خاک خورده بود، دور درخت باید یک گودال بزرگ درست میشد. میشود؟»
«سرما وارد میشود.» در زبان روزمره میگوییم «در را ببند، سرما میآید تو». از نظر علمی، گرما جابهجا میشود، همیشه از جای گرم به جای سرد. سرما چیزی نیست که حرکت کند. دیوار نازک گرمای اتاق را بیرون میفرستد.
«فلز از چوب سردتر است.» در یک اتاق، قاشق فلزی و قاشق چوبی دمای یکسانی دارند. ولی فلز سردتر حس میشود، چون گرمای دست را خیلی سریعتر از چوب با خودش میبرد. این همان رسانایی گرماست و مثال خیلی خوبی برای این درس.
«ذوب شدن یخ تغییر شیمیایی است.» یخ آب میشود و دوباره میشود یخ کرد؛ مادهٔ تازهای ساخته نشده. این تغییر فیزیکی است. سوختن کاغذ یا ترش شدن شیر مادهٔ تازه میسازد و برنمیگردد. سؤال راهنما: «مادهٔ تازهای درست شد؟»
«ما با نوری که از چشم بیرون میآید میبینیم.» برعکس است. نور از جسم (یا بازتابیده از جسم) وارد چشم میشود. در اتاق کاملاً تاریک هیچ چیز دیده نمیشود، هر چقدر هم چشمها باز باشد.
در خانه
- مسابقهٔ قاشقها: یک قاشق فلزی و یک قاشق چوبی را همزمان در یک لیوان آب ولرم (نه جوش) بگذارید. بعد از یک دقیقه، دستهٔ کدام گرمتر شده؟ آب را بزرگتر آماده کند.
- در شیشهٔ سفت: در فلزی یک شیشهٔ مربا که سفت شده را چند ثانیه زیر آب ولرم شیر بگیرید. فلز منبسط میشود و در راحتتر باز میشود. این کار را با کمک بزرگتر انجام دهد.
- سرکه و جوششیرین: در یک بطری کوچک دو قاشق سرکه بریزید و یک قاشق جوششیرین را با قیف داخل یک بادکنک کنید. بادکنک را روی دهانهٔ بطری بکشید و بعد بلندش کنید تا پودر بریزد. گاز تازهای ساخته میشود و بادکنک باد میکند. این یک تغییر شیمیایی است. روی میز آشپزخانه و با یک سینی زیرش انجام دهید.
- زیر و بم: یک خطکش را لب میز نگه دارد و سر آزادش را بلرزاند. هر چه قسمت آزاد کوتاهتر باشد، صدا زیرتر است. همین را با آب کم و زیاد در لیوانهای شیشهای و ضربهٔ آرام قاشق هم میشود دید.
- مداد شکسته: یک مداد را در لیوان آب بگذارید و از کنار نگاه کند. نور وقتی از آب وارد هوا میشود مسیرش خم میشود. پشت و روی یک قاشق براق هم دو نوع آینه است: یکی تصویر را برعکس نشان میدهد.
- کالبدشکافی گل: یک گل از باغچه یا گلفروشی را آرام از هم باز کند: گلبرگ، پرچمها با گردهٔ زرد، و مادگی وسط. ذرهبین اگر دارید، کمک میکند.
- گلدان در کمد: یک گلدان کوچک را یک هفته در کمد بگذارید و یکی را کنار پنجره. برگهای کمد رنگپریده میشوند. بعد گلدان را به نور برگردانید تا دوباره جان بگیرد.
درس را به آسمان هم ببرید
در کلاس پنجم بچهها یاد میگیرند زمین از غرب به شرق میچرخد. یک نتیجهٔ جالبش را در تقویم میشود دید: اذان صبح در مشهد زودتر از تبریز است، چون مشهد در شرق است و خورشید زودتر به آنجا میرسد. اوقات شرعی دو شهر را در تقویم با هم مقایسه کنید.
بازی کجا کمک میکند؟
وقتی بچه قاشق داغ را لمس کرده و بادکنک سرکه را دیده، بازی کمک میکند اسمها و دستهها جا بیفتند. هواشناس کوچک در پایهٔ پنجم رسانش، همرفت و تابش را با هوا و باد و لباس روشن وصل میکند. سبد جانداران تغییر فیزیکی و شیمیایی و پنج گروه مهرهداران را جدا میکند و آزمایشگاه نیکی مدار سری و موازی و آهنربای الکتریکی را میسازد.
برای ریاضی همین سال، ریاضی کلاس پنجم را بخوانید.