در کلاس سوم، وقتی ترازو یا پیمانهای جلوی بچهها میگذاریم، بیشترشان عدد نزدیک عقربه را میخوانند و خطهای بیعدد را یکییکی میشمارند، انگار هر خط یک گرم است. مشکل خواندن عدد نیست؛ نفهمیدن مقیاس است. خواندن مقیاس اول همین را میپرسد: «فاصلهٔ این دو خط چند گرم است؟» و بعد از کودک میخواهد بخواند یا بریزد. بازی از ترازویی که همهٔ خطهایش عدد دارد شروع میشود، به خطهای پنجاهگرمی، بیستوپنجگرمی و ترازوی کیلوگرمی میرسد، بعد پیمانه با میلیلیتر و لیتر میآید و در پایان دماسنج با خطهای پنج، دو و یک درجهای.
اول مقیاس، بعد عدد
پیش از هر خواندن، کودک باید بفهمد میان دو عدد نوشتهشده چند خط هست و هر خط چه مقداری است. این عادت که «اول ببین هر خط چند است» در خطکش، ساعت، نقشه و نمودار هم به کار میآید. کودکی که آن را یاد بگیرد، از خواندن حدسی به خواندن دقیق میرسد و در آزمایشهای علوم هم عدد درست را یادداشت میکند.
دست در کار اندازهگیری
در کارهای ریختن، کودک خودش عقربه یا سطح آب را با دکمههای کمتر و بیشتر جابهجا میکند تا به مقدار خواستهشده برسد. مثل وقتی که در آشپزخانه پیمانه را پر میکند، باید مراقب باشد کم یا زیاد نریزد. این تجربه اندازهگیری را از پرسشی روی کاغذ به کاری واقعی نزدیک میکند.
شمردن در کنار کودک
اگر کودک گزینهٔ نادرستی بزند، دو خط کنار عقربه طلایی میشوند و از او پرسیده میشود فاصلهٔ هر دو خط چقدر است. بار دوم، خطها از عدد نوشتهشدهٔ قبلی یکییکی شمرده میشوند. کودک راه رسیدن به جواب را میبیند، نه فقط خود جواب را، و دفعهٔ بعد خودش همین شمردن را انجام میدهد.
یکای مناسب هر ابزار
کودک میبیند ترازو با گرم و کیلوگرم، پیمانه با میلیلیتر و لیتر، و دماسنج با درجه اندازه میگیرد. وقتی همهٔ ابزارها در مرحلههای پایانی کنار هم میآیند، باید پیش از هر خواندن بداند با کدام ابزار و کدام یکا سروکار دارد. این همان آمادگی است که درس اندازهگیری مواد در علوم سوم میخواهد.