کلاس اولی شما «ب» را طبق برنامهٔ کتاب هفتهٔ اول آبان یاد میگیرد (مهر به نگارهها میگذرد) و «ط» را فروردین. پدر و مادرها گاهی نگران میشوند که چرا بچهشان هنوز همهٔ حرفها را بلد نیست، در حالی که بچهٔ همسایه که پیشدبستانی خصوصی رفته، الفبا را از اول تا آخر میخواند. نگرانی لازم نیست. در کلاس اول، ترتیب و آهستگی عمدی است.
چرا الفبا به ترتیب «الف، ب، پ» نیست؟
در کتاب فارسی اول نشانهها به ترتیب الفبا نمیآیند. ترتیب طوری چیده شده که بچه از همان روزهای اول بتواند کلمه بخواند. با «آ»، «ب» و «د» میشود «باد» و «آب» ساخت. با اضافه شدن «م» و «س» کلمهها بیشتر میشوند. هر نشانهٔ تازه چند کلمهٔ تازه باز میکند و بچه از همان ماه اول لذت خواندن را حس میکند.
ترتیب نشانهها در کتاب فارسی اول (چاپ ۱۴۰۵) این است؛ صداهای کوتاه، یعنی زِبَر و زیر و پیش، و «او» و «ای» هم جزو همین نشانهها هستند و هر درس معمولاً دو نشانه دارد:
آ ا · ب · اَ ـَ · د · م · س · او و · ت · ر · ن · ای ی · ز · اِ ـِ ـه · ش · ی · اُ ـُ · ک · و · پ · گ · ف · خ · ق · ل · ج · ـُ استثنا (خورشید) · ه · چ · ژ · خوا · تشدید ـّ · ص · ذ · ع · ث · ح · ض · ط · غ · ظ
تا «خوا» (درس پانزدهم) بخش اول آموزش نشانههاست که طبق برنامهٔ پیشنهادی کتاب تا بهمن تمام میشود؛ تشدید و نشانههای همصدا مثل ص، ذ، ع، ث، ح، ض، ط، غ و ظ در بخش دوم، از اسفند تا اردیبهشت، میآیند. ممکن است کلاس بچهٔ شما کمی جلوتر یا عقبتر باشد. ملاک همیشه کتاب و معلم خودش است.
جلوتر از کلاس نروید
وسوسهانگیز است که وقتی بچه «ب» را یاد گرفت، «پ» و «ت» را هم در خانه یادش بدهید. ولی معمولاً کمکی نمیکند. معلم هر نشانه را با کلمهها، تصویرها و بازیهای مخصوص خودش درس میدهد. بچهای که نشانه را قبلاً دیده ممکن است سر کلاس حوصلهاش سر برود یا شکل غلطی از نوشتنش را عادت کرده باشد.
کار بهتر این است که همان نشانههایی که سر کلاس آمده را محکم کنید: پیدا کردنشان در کلمهها، شنیدن صدایشان و خواندن کلمههایی که فقط با همانها ساخته میشوند.
یک نشانه، چند شکل
یکی از چیزهایی که فارسی را برای کلاس اولیها سخت میکند این است که یک حرف بسته به جایش در کلمه شکلهای مختلف دارد. «بـ» در «بابا» با «ب» در «آب» فرق دارد. «هـ» که اول کلمه میآید، اصلاً شبیه «ه» آخر کلمه نیست.
در خانه بازی سادهای کمک میکند: یک کلمه را بلند بگویید و بپرسید «صدای «م» را کجایش میشنوی؟ اول، وسط یا آخر؟». بعد کلمه را با هم ببینید و شکل «م» را پیدا کنید. شنیدن صدا قبل از دیدن شکل، مهارتی است که به آن آگاهی واجی میگویند و پایهٔ خواندن روان است.
نشانههای شبیه به هم
دو دسته از نشانهها بچهها را زیاد گیج میکنند:
شبیه در شکل: ب، پ، ت، ث فقط در نقطه با هم فرق دارند. همینطور ج، چ، ح، خ. اینجا تمرین «پیدا کن» خیلی کمک میکند: در یک صفحه از کتاب داستان، همهٔ «ت»ها را پیدا کند.
یکی در صدا: س و ص و ث، ز و ذ و ض و ظ، ت و ط، ه و ح. اینها در خواندن مشکلی نمیسازند (صدایشان یکی است)، ولی در املا دردسر درست میکنند. خوشبختانه تا آخر کلاس اول کسی انتظار ندارد بچه همهشان را در املا درست بنویسد. این کار بیشتر مال کلاس دوم است.
در خانه، ده دقیقه در روز
- بلند خواندن برای او: هنوز هم مهمترین کار است. کتاب داستان را بخوانید و گاهی انگشتتان را زیر کلمهها بکشید.
- شکار نشانه: روی تابلوی مغازهها، بستهٔ خوراکی و پلاک ماشین. «کدام نشانه را میشناسی؟»
- کلمهسازی با نشانههای بلدشده: با کارتهای کاغذی، کلمههای تازه بسازد.
- شعر و قافیه: «باد، شاد، یاد». قافیه گوش بچه را برای صداها تیز میکند.
اگر نشانهها را قاطی میکند
قاطی کردن «ب» و «پ» یا وارونه نوشتن بعضی نشانهها در کلاس اول کاملاً طبیعی است. معمولاً تا وسط سال دوم خودبهخود کم میشود. اگر بعد از آن هم ادامه داشت، یا بچه در شنیدن صداها (نه فقط دیدن شکلها) مشکل داشت، با معلمش صحبت کنید.
بازی کجا کمک میکند؟
تیزبین باش دقیقاً به ترتیب کتاب پیش میرود: هر مرحله یک نشانه، پیدا کردنش در اول و وسط و آخر کلمهها، و در مرحلههای بعد تمیز دادن نشانههای شبیه. بادکنک صداها و سبد صداها روی شنیدن صدا کار میکنند، یعنی همان آگاهی واجی، و کارخانهٔ کلمه با نشانههای بلدشده کلمه میسازد. همهٔ کلمهها با راوی فارسی خوانده میشوند تا بچه صدای درست را بشنود.