خیلی از بچهها شعر کتاب فارسی را حفظ میکنند، ولی آهنگ آن را نمیشنوند: نمیدانند چرا «قطار» با «هزار» جور است و چرا بیت از جملهٔ معمولی خوشآهنگتر است. گوش شعری هم مثل گوش موسیقی با تمرین ساخته میشود. ترانهخوان در پایهٔ دوم و سوم با قافیه، ضرب تمبک و شمردن بخشها شروع میکند؛ در پایهٔ چهارم بیت کامل، قافیه و ردیف و واژهٔ هموزن را میآورد؛ و در پایهٔ پنجم و ششم کودک هجاهای بلند و کوتاه واژه را میچیند و واژهٔ هموزن پیدا میکند، روی بیتهایی از شاعران بزرگ فارسی.
شنیدن آهنگ واژه
ضرب زدن روی تمبک همپای هر بخش، شمردن بخشها را از کاری ذهنی به حرکتی بدنی تبدیل میکند. کودک بخشها را با دستش حس میکند، همانطور که در کلاس اول برای هر بخش دست میزد. هیچ ضربهای نادرست شمرده نمیشود و کار ضرب همیشه با تشویق تمام میشود، پس کودک بینگرانی همراهی میکند.
قافیه، نه حدس معنا
در جای خالی بیت، هر سه کارت معنای مصراع را نگه میدارند و فقط یکی همقافیه است. پس کودک نمیتواند از روی معنا حدس بزند و باید واقعاً به پایان واژهها گوش کند. در پایهٔ چهارم، فرق قافیه و ردیف هم به همین شکل روشن میشود: ردیف بعد از جای خالی سر جایش میماند و کودک فقط قافیه را پیدا میکند.
آشنایی زودهنگام با شاعران
کودک در کنار شعرهای کودکانه، بیتهایی از سعدی، فردوسی، حافظ و مولوی را بارها میخواند و نام شاعر زیر هر بیت میآید. این آشنایی زودهنگام، شعر کهن را برای او نزدیک و دوستداشتنی میکند. شنیدن آهنگ این بیتها، حتی پیش از فهمیدن همهٔ واژههایشان، ذوق شعر را در او بیدار میکند.
وزن، از واژه شروع میشود
در پایهٔ پنجم و ششم، کودک برای هر هجای واژه حباب بلند یا کوتاه را انتخاب میکند و بعد واژهای هموزن پیدا میکند. وزن شعر از همین الگوی هجاهای بلند و کوتاه ساخته میشود و شناختنش در واژه، پلهٔ اول شنیدن وزن بیت است. راهنما هم توضیح میدهد چرا هجایی کوتاه است، مثلاً چون یک صامت و یک مصوت کوتاه دارد.