تنگرام و شکلها از نگاه مربی
خیلی از بچهها نام مربّع و مثلّث را بلدند، ولی وقتی همان مربّع کج روی کاغذ بیاید یا از دو مثلّث ساخته شده باشد، دیگر آن را نمیشناسند. شناختن شکل یعنی دیدنش در هر جهت و از هر تکه. تنگرام و شکلها همین را با دست تمرین میدهد: در پایهٔ سوم کودک با سه و چهار تکه و خطهای راهنما شکل میسازد و شکلهای پایه را نام میبرد؛ در پایهٔ چهارم با هفت تکه و سایهٔ بیخط کار میکند و چهارضلعیها، مثلّث قائمالزاویه، متساویالساقین و متساویالاضلاع و زاویههای تند، راست و باز را میشناسد؛ و در پایهٔ پنجم تکه را قرینه میکند و مساحت و محیط را روی شبکه میشمارد.
دو مثلّث، یک مربّع
کودک بارها میبیند که دو مثلّث کوچک کنار هم یک مربّع یا یک متوازیالاضلاع میسازند. این تجربهٔ دستی پایهٔ فهم مساحت است: شکل را میشود برید و دوباره چید و اندازهاش عوض نمیشود. در پایهٔ پنجم، همین فکر به کمک کودک میآید وقتی مساحت شکلی را با شمردن خانهها و نیمهخانهها پیدا میکند.
چرخاندن شکل در ذهن
سایه فقط شکل کلی را نشان میدهد و کودک باید پیش از کشیدن تکه، آن را در ذهن بچرخاند و جایش را حدس بزند. وقتی خطهای راهنما کمرنگ و بعد ناپدید میشوند، این کار سختتر میشود. توانایی تجسّم فضایی که اینجا ورزیده میشود، در هندسه و نقشهخوانی هم به کار میآید.
راهحل خود کودک
اگر کودک راهی متفاوت با راهحل ذخیرهشده پیدا کند، بازی آن را رد نمیکند؛ هر چیدمانی که سایه را درست پر کند پذیرفته است. تکهٔ نابهجا هم پرت نمیشود و همانجا کمرنگ میماند تا کودک کمی جابهجایش کند. کودک یاد میگیرد آزمایش کردن بخشی از حل مسئله است، نه نشانهٔ شکست.
شناختن شکل از گوشهای
در شکل پنهان، کودک کاشیها را یکییکی برمیدارد و هر وقت آماده بود نام شکل را میزند؛ هرچه کاشی کمتری برداشته باشد، امتیاز بیشتری میگیرد. برای این کار باید از روی یک ضلع موازی یا یک گوشهٔ راست حدس بزند شکل چیست. بعد از جواب درست، جملهای کوتاه ویژگی همان شکل را میگوید.
پیشنهاد به پدر و مادربا کاغذ رنگی یک مربّع ببرید و با یک برش قطری آن را به دو مثلّث تبدیل کنید؛ بعد از کودک بخواهید با همین دو تکه مثلّثی بزرگتر یا متوازیالاضلاع بسازد. در خانه هم شکلهای هندسی را روی کاشی، پنجره و فرش با هم پیدا کنید و نامشان را بگویید.