در پایهٔ دوم، تفریقهایی مثل ۱۳ − ۷ یا ۵۲ − ۷ جایی است که بیشتر کودکان میلغزند: یکانِ عدد بالا کوچکتر است و باید از ده گذشت یا قرض گرفت. خیلیها هم هر تفریق را جدا و از صفر حساب میکنند و نظم پنهان میان جوابها را نمیبینند. جدول تفریق چند تفریق همخانواده را کنار هم میگذارد. از تفریق تا ده و تا بیست شروع میکند، گذر از ده را جدا تمرین میدهد، بعد به دورقمی با قرض و بیقرض و منهای دههای کامل میرسد، و در آخر جدولهایی دارد که یکی از عددهای سرشان پنهان است.
نظم در جدول
در دورهای اول، عددهای سر جدول مرتباند. کودک میبیند وقتی عدد کنار یکی بیشتر شود، جواب یکی کمتر میشود. این دیدن نظم، او را از حساب جداگانهٔ هر خانه به استدلال میرساند: «اگر ۱۵ − ۷ هشت است، ۱۵ − ۸ هفت است.» در دورهای بعد سرها درهم میشوند تا خود حساب هم محکم شود.
جای خالی، تفریق وارونه
وقتی عدد بالای ستون پنهان است، کودک باید بپرسد «کدام عدد منهای ۷ میشود ۸؟»، و سرنخ بازی هم همین را میگوید: هر دو را جمع کن. این همان رابطهٔ جمع و تفریق است، و کودکی که آن را بفهمد برای وارسی جواب هر تفریق هم راهی در دست دارد. هر خط پنهان دستکم یک خانهٔ پر دارد تا کودک سرنخ کافی برای پیدا کردنش داشته باشد.
زمان، فقط برای خود کودک
ساعت شنی کنار تخته شمارش معکوس قرمز و پایان اجباری ندارد؛ فقط اگر کودک جدول را زودتر از بهترین بار قبلش تمام کند، رکورد تازهاش را میبیند. برای کودکی که زمان اذیتش میکند، میشود ساعت را خاموش کرد. رقابت با خود انگیزه میدهد، بیآنکه اضطراب بیاورد.
از جدول کوچک تا جدول بزرگ
دورهای هر مرحله کمکم جدول را بزرگتر، عددها را گستردهتر و خانههای پرِ نمونه را کمتر میکنند. کودک با جدولی کوچک و چند خانهٔ پر شروع میکند و به جدولی میرسد که بیشتر خانههایش را خودش باید پر کند، و هر ردیف کامل با «آفرین! یک ردیف کامل شد!» جشن گرفته میشود.