کودک پایهٔ دوم نمودار ستونیِ آماده را خوب میخواند و بلندترین ستون را زود پیدا میکند، ولی وقتی میپرسیم «سیب چندتا از موز بیشتر است؟» اغلب شمار سیبها را میگوید، نه تفاوت را. ریشهٔ کار این است که نمودار برایش یک تصویر است، نه دادهای که از جایی آمده. در باغ نمودار، داده را خود کودک جمع میکند: هر میوهای که در جعبهاش میگذارد، یک نشانه به ستون یا ردیف همان میوه اضافه میکند. بعد چوبخط با دستههای پنجتایی میآید، کودک خودش برای هر میوه یک چوبخط میزند و در پایان جدول چوبخط را به نمودار تصویری تبدیل میکند. پرسشها هم از «کدام بیشتر؟» به «چندتا بیشتر؟» و «روی هم چندتا؟» میرسند.
دادهای که خودم جمع کردم
میوهها یکییکی از درخت میافتند و روی چمن منتظر میمانند تا کودک آنها را به جعبهٔ درست بکشد یا روی جعبه بزند. هیچ میوهای گم نمیشود و عجلهای در کار نیست. چون کودک میبیند هر نشانهٔ نمودار از یک میوهٔ واقعی آمده، معنای نمودار را میفهمد، نه فقط شکلش را.
دستههای پنجتایی چوبخط
در چوبخط، چهار خط ایستاده است و خط پنجم مورب روی آنها مینشیند. کودک یاد میگیرد اول دستههای پنجتایی را بشمارد و بعد بقیهٔ خطها را؛ همان راهنمایی که بازی هنگام اشتباه میدهد. شمردن دستهدسته سریعتر و کمخطاتر از شمردن یکییکی است و پایهای برای شمارش چندتا چندتا در سال بعد.
«چندتا بیشتر» یعنی تفاوت
در پرسشهای مقایسه، شمار خود میوهها عمداً میان گزینههاست، چون رایجترین اشتباه همین است. اگر کودک آن را بزند، ردیفهای همان دو میوه رنگ میگیرند و راهنما میگوید آنها را جفت کند و اضافهها را بشمارد. بعد از دو اشتباه، گزینهٔ درست میدرخشد تا آخرین چیزی که در ذهن کودک میماند جواب درست باشد.
باغی بیعجله و بیخطر
در این باغ هیچ میوهای از دست نمیرود و زمانی در کار نیست. اگر میوه در جعبهٔ نادرست برود، آرام سر جایش برمیگردد و جعبهٔ درست تکان کوچکی میخورد تا کودک دوباره نگاه کند. بعد از دو اشتباه، جعبهٔ درست طلایی میدرخشد. کودک یاد میگیرد دستهبندی با دقت مهمتر از سرعت است.