بچهها نمودار را زیاد نگاه میکنند ولی کمتر میخوانند: سر ستونی را که بین دو خط ایستاده به نزدیکترین عدد گرد میکنند و گام محور را نمیبینند. کارخانهٔ نمودار کودک را پشت دستگاه مینشاند: اول خودش نمودار ستونی را از روی جدول میسازد، با گام دوتایی، پنجتایی و نصف گام؛ بعد نمودار دوستونی و خط شکسته را میخواند؛ سپس میانگین و نمودار دایرهای با درصد را تمرین میکند؛ و در پایان با چرخنده احتمال را پیشبینی و آزمایش میکند. اینها مرور آمار پایهٔ پنجم و کاربرد درصد پایهٔ ششم در یک جاست.
ساختن پیش از خواندن
کودکی که خودش ستون را تا عدد درست بالا کشیده، بعد نمودار دیگران را بهتر میخواند. او میداند هر خط محور چه مقداری است و سر ستونِ بین دو خط یعنی نصف گام. اگر ستون را روی عدد نادرست رها کند، خط راهنما تا محور کشیده میشود تا عدد را خودش روی محور بخواند و دوباره امتحان کند.
میانگین در کنار ستونها
پرسشهایی مثل «چند ستون از میانگین بلندترند؟» میانگین را از یک عدد حسابشده به چیزی تبدیل میکنند که با ستونها مقایسه میشود. کودک میبیند بعضی ستونها بالاتر و بعضی پایینترند و میانگین جایی میان آنهاست. این فهم برای خواندن آمار در زندگی روزمره هم لازم است.
پیشبینی و آزمایش
در چرخنده، کودک اول میگوید کدام رنگ احتمال بیشتری دارد، بعد چند بار میچرخاند و نمودار نتیجه را میبیند. گاهی نتیجه با پیشبینی جور نیست و همین فرصت خوبی برای گفتوگوست: احتمال بیشتر یعنی «بیشتر وقتها»، نه «همیشه». این اولین تجربهٔ کودک از فکر کردن آماری است.
درصد روی دایره
نمودار دایرهای بازی برچسب درصد ندارد؛ لبهٔ آن هر پنج درصد یک خط کوچک و هر بیستوپنج درصد یک خط بلند دارد. کودک باید سهم هر رنگ را با شمردن خطها پیدا کند و بعد بگوید مثلاً از چهل نفر چند نفر آن را انتخاب کردهاند. این تمرین درصد را به نیمه و یکچهارمِ دایره گره میزند.