بسیاری از کودکان پایهٔ دوم هنوز برای ۷ + ۸ انگشت میشمارند و در جمع دورقمی زود خسته میشوند؛ در پایهٔ سوم و چهارم هم اگر جدول ضرب روان نشود، هر تقسیم و ضرب بزرگتر کند پیش میرود. روانی با تکرار به دست میآید، ولی تکرار نباید با اضطراب همراه باشد. در مدافع فضایی سه سنگ با سه عدد آرام پایین میآیند و کودک سنگ جواب را میزند؛ اگر سنگی به سپر سیاره برسد، فقط برمیگردد و دوباره میآید. در پایهٔ دوم جمع و تفریق تا بیست و بعد تا صد با انتقال و قرض، در پایهٔ سوم جدول ضرب به ترتیب تدریس کتاب، و در پایهٔ چهارم تقسیم در جدول، ضرب دهتایی و ضرب دورقمی در یکرقمی تمرین میشود.
روانی بدون اضطراب
بازی حالوهوای یک بازی پرهیجان فضایی را دارد، ولی جان و باخت ندارد. رسیدن سنگ به سپر نه ستاره کم میکند و نه چیزی از دست میرود؛ ستاره فقط با ضربهٔ نادرست کم میشود. کودک تشویق میشود درست حساب کند و سرعت با تمرین خودبهخود میآید، نه با ترس از دیر رسیدن.
گزینههای آموزنده روی سنگ
دو سنگ نادرست حاصل اشتباههای آشنا هستند: قرض فراموششده، مثل ۴۵ برای ۵۲ − ۱۷، ضرب همسایه در جدول، مثل ۷ × ۷ بهجای ۷ × ۶، یا جمع بهجای ضرب. اگر کودک یکی از اینها را بزند، سنگ تکان ملایمی میخورد و پرسش عوض نمیشود تا دوباره فکر کند؛ بعد از دو اشتباه، سنگ درست حلقهٔ طلایی میگیرد.
رفتوبرگشت ضرب و تقسیم
در پایهٔ چهارم کودک تقسیمهای جدول را حل میکند و در کارهای «کدام ضرب؟» برای عددی مثل ۴۲، ضربی مثل ۶ × ۷ را پیدا میکند. پرسشهایی که مقسومعلیه در آنها گم شده، همین رابطه را از سوی دیگر میپرسند. رفتوبرگشت میان این دو، جدول ضرب را به ابزاری برای تقسیم تبدیل میکند.
سپری که فرصت میدهد
سنگی که به سپر سیاره برسد، نرم برمیجهد، تا جای شروعش بالا میرود و دوباره میآید. اگر سنگ درست دو بار برگشت، خودش میدرخشد تا کودک راه را پیدا کند. این برگشتن به کودک میگوید که دیر رسیدن پایان کار نیست و همیشه فرصت دوبارهای برای فکر کردن هست؛ رسیدن به سپر نه جانی کم میکند و نه ستارهای.