در پایهٔ اول، کودکها اغلب تا ده را از بر میشمارند، ولی وقتی باید دقیقاً هفت چیز جدا کنند، از عدد جلو میزنند یا وسط شمردن گم میشوند. عدد وقتی معنا پیدا میکند که به تعداد واقعی چیزها وصل شود. خرسی و شکلاتها همین را تمرین میدهد: خرسی تعداد مشخصی شکلات میخواهد و کودک باید همانقدر بدهد. بلوک اول تا پنج است، بلوک دوم تا ده و بلوک سوم تا پانزده؛ شمارندهٔ کوچکی زیر بشقاب در مرحلههای آسان کمک میکند و بعد کنار میرود. بلوک چهارم نوشتار عددها و جور کردن رقم با نوشتار را میآورد.
دقیقاً همانقدر
در ظرف همیشه شکلات بیشتری از سفارش هست، پس کودک نمیتواند همه را روی بشقاب بگذارد و باید بشمارد و درست سر عدد بایستد. این ایستادن سر عدد، همان اصل «آخرین عددی که میگویی، تعداد همه است» است که پایهٔ شمارش درست به شمار میآید. در دورهای سختتر، شکلاتهای اضافهٔ ظرف هم بیشتر میشوند تا کودک ناچار شود با دقت بشمارد.
یکی بیشتر، یکی کمتر
خرسی گاهی یکی بیشتر یا یکی کمتر از آنچه روی بشقاب دارد میخواهد. در دورهای سختتر، عدد اول گفته نمیشود و کودک خودش باید شکلاتهای بشقاب را بشمارد. این کار رابطهٔ هر عدد با همسایههایش را میسازد؛ پایهٔ جمع و تفریقِ یکییکی و فهم ردیف عددها. ردیف عددهایی که یک خانهاش خالی است هم همین همسایگی را از راه دیگری تمرین میدهد.
از رقم تا نوشتار
در بلوک آخر، حباب سفارش بهجای «۸» مینویسد «هشت». کودکی که تازه خواندن را شروع کرده، نوشتار عدد را میخواند و به تعداد وصل میکند، و در جور کردن رقم و نوشتار دو شکل یک عدد را کنار هم میبیند؛ پیوندی کوچک میان ریاضی و فارسی کلاس اول. اگر کودک گیر کند، بازی میگوید با هم بشمارند و گزینهٔ درست را طلایی نشان میدهد.
کمکی که کمکم کنار میرود
در مرحلههای آسان، شمارندهٔ کوچکی زیر بشقاب تعداد شکلاتها را نشان میدهد و شکلاتها در الگوی پنجتایی مینشینند تا شمردن آسان باشد. در دورهای بعد شمارنده خاموش میشود و گاهی شکلاتها پراکندهاند. کودک اول با کمک موفق میشود و بعد همان کار را بیکمک انجام میدهد.