کودک پایهٔ اول اغلب بلند و درست میشمارد، ولی یکی از خالها را دو بار میشمارد یا جا میاندازد؛ شمردنِ هر چیز فقط یک بار، مهارتی است که باید ساخته شود. کفشدوزک خالخالی شمردن را آرام و دیدنی، و از چند طرف تمرین میدهد: خالهای موجود را بشمار، به اندازهٔ عدد خال بگذار، و کفشدوزکها را به ترتیب بچین. بلوک اول تا پنج است، بلوک دوم تا ده با چیدمان نابرابر و عددهای نزدیک، و بلوک سوم قرینه: یک طرف لاک را مثل طرف دیگر خال بزن و ببین سه و سه، شش میشود. گاهی هم کلوچهٔ کشمشی جای کفشدوزک را میگیرد.
از تصویر به عدد و برعکس
کودک هم از خالها به عدد میرسد و هم از عدد به خالها. وقتی باید به اندازهٔ عدد خال بدهد یا خال زیادی را بردارد، معنای عدد را با دست میسازد. اگر کم بگذارد، بازی میگوید «هنوز کم است؛ با هم بشمریم!» و اگر زیاد شد، «یکی را بردار»؛ بیآنکه چیزی پاک شود یا از اول شروع کند.
ترتیب، نه حفظ
در «بعضی عددها نیستند»، کفشدوزکهای صف مثلاً ۲ و ۵ و ۷ و ۹ خال دارند و کودک باید هر بار کمخالترین را پیدا کند. این کار ترتیب عددها را از حفظ کردن «یک، دو، سه» جدا میکند و به مقایسهٔ واقعی میرساند؛ مقدمهای برای کمتر و بیشتر در کتاب. در مرحلهٔ «عددهای نزدیک» هم تعداد خالها به هم نزدیکتر است تا چشم دقیقتر شود.
قرینه و دوبرابر
خالها دو طرف خط وسط لاک مینشینند. وقتی کودک آن طرف را مثل این طرف خال میزند، جملهٔ «۳ و ۳ میشود ۶» را میبیند. دوبرابرها از آسانترین واقعیتهای جمعاند و بعدها تکیهگاه حساب ذهنی میشوند، مثل ۶ + ۷ که یکی بیشتر از ۶ + ۶ است. در مرحلهٔ «خال وسط» یک خال روی خط وسط مینشیند تا کودک عددهای فرد را هم ببیند.
سختتر شدن آرام
دورهای هر مرحله کپی هم نیستند: عدد کمکم بزرگتر میشود، کارتهای فریب از عددهای دور به عددهای کنار جواب میرسند و گاهی خالها نابرابر دو طرف لاک مینشینند. کودک بیآنکه متوجه شود، از شمردن چیدمان آشنای تاس به شمردن چیدمانهای نامرتب میرسد؛ همان چیزی که در دنیای واقعی میبیند.