دو اشتباه در تقریب زدن بسیار رایج است. اول، عدد وسط مثل ۴۵: کودک نمیداند بالا برود یا پایین. دوم، تقریب پلهپله: ۳۴۹ را اول ۳۵۰ میکند و بعد ۴۰۰، در حالی که تقریبش به نزدیکترین صدتایی ۳۰۰ است. ریشهٔ هر دو این است که «نزدیکتر» برای کودک تصویر ندارد. موشک گرد کردن این تصویر را روی خط عدد میسازد: عدد میان دو سکوی پرتاب است و موشک باید به سکوی نزدیکتر برود. در پایهٔ سوم عددهای تا صد به نزدیکترین دهتایی تقریب زده میشوند و در پایهٔ چهارم عددهای سهرقمی به دهتایی و صدتایی، و در پایان عددهای چهاررقمی به هزارتایی.
نزدیکتر را ببین
خط عدد میان دو سکو درجه دارد و موشک روی نقطهٔ همان عدد ایستاده است. اگر کودک سکوی دورتر را انتخاب کند، موشک آرام برمیگردد و زیر هر سکو نوشته میشود چند قدم فاصله دارد، مثل «۳ قدم» و «۷ قدم». کودک بهجای حفظ کردن قاعده، فاصله را میبیند و خودش تصمیم میگیرد.
قرار عدد وسط
عددی که درست وسط دو سکوست، از هر دو یک اندازه فاصله دارد. بازی همان قرار کتاب را به کار میبرد: چنین عددی را به عدد بزرگتر تقریب میزنیم. اگر کودک در عدد وسط اشتباه کند، همین قاعده با یک جملهٔ کوتاه یادآوری میشود. عددهای وسط از پایهٔ سوم در بازی هستند تا قاعده از همان اول جا بیفتد.
از خط عدد تا رقم
در آغاز خط عدد همهٔ برچسبها را دارد؛ بعد فقط درجهها، بعد فقط دو سکو، و در پایهٔ چهارم گاهی هیچ خطی نیست. برداشتن پلهپلهٔ این کمکها باعث میشود کودک از دیدن به فکر کردن برسد و در پایان از روی خود رقمها تقریب بزند. پرسش وارونهٔ «کدام موشک؟» هم همین فهم را از سوی دیگر میسنجد.
تقریب در زندگی روزانه
تقریب زدن فقط درسی برای کتاب نیست؛ در خرید، تخمین فاصله و حساب سرانگشتی هر روز به کار میآید. وقتی کودک بداند ۲۹۸ تقریباً ۳۰۰ است، جمع ذهنی برایش سادهتر میشود و میتواند درستی جواب دقیقش را هم بسنجد. این بازی حس «حدوداً چقدر» را پیش از حساب دقیق میسازد.