در دفتر نگارش پایهٔ دوم و سوم زیاد دیده میشود که جمله نقطه ندارد، پرسشی با «چرا» شروع شده ولی علامت سؤال نگرفته، یا کلمهای با حرف همصدای نادرست نوشته شده. اگر فقط بگوییم «غلط است»، کودک نمیداند کجا را نگاه کند. دکتر جمله نگاه کودک را تیز میکند: هر جمله یک بیمار است با یک بیماری مشخص، و کودک باید آن را پیدا و درمان کند. در پایهٔ دوم بیماریها نقطه و علامت سؤالِ گمشده یا نادرست، تکههای درهم، کلمهٔ تکراری و غلط املاییاند. در پایهٔ سوم علامت تعجب، ویرگول، کلمهٔ اضافه و جاافتاده و فعلی که با نهاد جور نیست هم میآید.
نشانه از دل کلمهها
در این بازی نشانهٔ پایان از خود کلمهها پیداست، نه از لحن: جملهٔ پرسشی کلمهٔ پرسشی مثل «چرا» و «کجا» دارد و جملهٔ تعجبی با «چه» یا «وای» و «آفرین» شروع میشود. کودک یاد میگیرد پیش از گذاشتن نشانه، دنبال سرنخ در جمله بگردد؛ مهارتی که در خواندن هم به کارش میآید.
دستور زبان با حس
در چیدن تکههای درهم، فعل آخر جمله مینشیند ولی تکههایی مثل «در حیاط» یا «امروز» جای ثابتی ندارند و هر ترتیب درستی پذیرفته میشود. در پایهٔ سوم کودک فعل را با نهاد جور میکند و کلمهٔ جاافتادهای مثل «را» یا «به» را برمیگرداند. بیآنکه اصطلاحی حفظ کند، ساختار جملهٔ فارسی را حس میکند.
با چشم یک ویراستار
پیدا کردن کلمهٔ تکراری، کلمهٔ اضافه یا غلط املایی در جملهٔ دیگران، تمرینی برای بازخوانی نوشتهٔ خود کودک است. اشتباه هم جریمه ندارد: کاشی نادرست تکان ملایمی میخورد، راهنمایی مهربانی میآید و بعد از دو اشتباه جواب درست میدرخشد تا کودک خودش درمان را کامل کند و با حس موفقیت سراغ بیمار بعدی برود.
فرهنگ آشنا در جملهها
جملهها همه با دست نوشته شدهاند و از زندگی روزمرهٔ کودک ایرانی میآیند: نوروز و هفتسین، شب یلدا، نان سنگک، دماوند و دریای خزر. کودک با جملههایی سر و کار دارد که معنایشان را میفهمد، پس میتواند همهٔ توجهش را روی ساختار و درستی جمله بگذارد، نه روی فهمیدن کلمههای ناآشنا.